دایی کچلم روی ایوان خونه بابا بزرگمه,از پله میرم بالا و میپرم توی بغلش,دستهام رو دور شونه هاش و پاهام رو دور کمرش حلقه میکنم,یکم پرتم میکنه بالا و بعد میزارم زمین.میگه:پس تو عصر نیومدی اینجا؟میگم بله,خواب بودی,بیدارت هم کردم,یادت نیست؟گفتی دایی 3شبه نخوابیدم!
بهترین بغل عمرم بود!
من کلیی داییم رو دوست دارم,چون 100-110 کیلو وزنشه!یعنی 2 برابر من!و قدش هم 185,اما بدنش محکمه,و من میتونم هی بپرم روی سرو کولش بدون اینکه اذیت بشه.و چشمهاش عسلیه,و دوست داشتنی ترین خصوصیت ظاهریش: سرشه که کچلههههه,من خیلیی خیلیی داییم رو دوست دارم.
بهترین بغل عمرم بود!
من کلیی داییم رو دوست دارم,چون 100-110 کیلو وزنشه!یعنی 2 برابر من!و قدش هم 185,اما بدنش محکمه,و من میتونم هی بپرم روی سرو کولش بدون اینکه اذیت بشه.و چشمهاش عسلیه,و دوست داشتنی ترین خصوصیت ظاهریش: سرشه که کچلههههه,من خیلیی خیلیی داییم رو دوست دارم.
1 comment:
خوش به حال دایی ات ، عجب خواهرزاده خوبی داره ...
Post a Comment