نشسته ام دوباره تمام کتاب های هری پاتر را از اول میخوانم,
کتاب سنگ جادو سال 1380 منتشر شده است!
به همه کتاب های جدیدی نگاه میکنم که خریده ام,اما هنوز نخوانده مانده اند:بار هستی میلان کوندرا,همیشه شوهر داستایوسکی,داستان زنان چخوف,دانشگاه های من ماکسیم گورکی,کوری ژوزه ساراماگو,سمفونی مردگان عباس معروفی,خوشه های خشم اشتاین بک ,سووشون سیمین,پیرمرد و دریای همینگوی و ....,وای!چقدر کتاب نخوانده دارم! اما هری را ترجیح میدهم,حتی اگر چشم هایم قرمز شوند از بیخوابی.
چقدر آرامش بخش است...
کتاب سنگ جادو سال 1380 منتشر شده است!
10 سال با این داستان ها زندگی کره ام!تا ماه پیش که آخرین فیلمش را هم دیدم,و هری پاتری که همیشه منتظر بیرون آمدن کتاب یا فیلم جدیدش بودیم,دیگر تمام.
و من از ساعت 6صبح تا 11,هری خواندم و نمیتوانستم کتاب را زمین بگذارم,حتی تکراری بودن داستان ذره ای از جذابیتش کم نکرد.به همه کتاب های جدیدی نگاه میکنم که خریده ام,اما هنوز نخوانده مانده اند:بار هستی میلان کوندرا,همیشه شوهر داستایوسکی,داستان زنان چخوف,دانشگاه های من ماکسیم گورکی,کوری ژوزه ساراماگو,سمفونی مردگان عباس معروفی,خوشه های خشم اشتاین بک ,سووشون سیمین,پیرمرد و دریای همینگوی و ....,وای!چقدر کتاب نخوانده دارم! اما هری را ترجیح میدهم,حتی اگر چشم هایم قرمز شوند از بیخوابی.
چقدر آرامش بخش است...