Sunday, January 30, 2011

talent

I cant find a name for my weblog!
I havnt enough talent to do this!
Im thinking,but i got to no result, I've got used to this name:Unknown!
help me to find it a name,

Saturday, January 29, 2011

my new lover

معشوقه جدیدم را بسیار دوست دارم,
معشوقه جدیدم آهنگ in the late of night ,از tony braxton است.اگر روزی صد بار هم پشت سر هم تکرار شه,خسته نمیشم از صداش,بیشتر به اعتیاد شبیهه,حتی نمیتونم آهنگی همراهش گوش بدم,هی کنسل میکنم و خودش رو تنها انتخاب میکنم!
باید به لیست آهنگ هایی که بیش از 4 ساعت بدون وقفه بهشون گوش میدم اضافه اش کنم.

حالا من هی میام ماسک بزنم به صورتم که صاف تر شه پوستم,بعد میشینم وبلاگ میخونم تا ماسک خشک شه,گریه ام میگیره,هرچی سعی میکنم اشکهام رو زیر چشمم پاک کنم نمیتونم,گونه هام خیس میشه,ماسک مثل گچ میماسه روی پوستم!

Tuesday, January 25, 2011

kisses for faloo

من اصولا جنبه ندارم,
بدونم کسی دوستم نداره گریه ام میگیره,
بدونم کسی دوستم داره باز هم گریه ام میگیره!
خدا هم تکلیفش رو با من نمیدونه!
...

بعد من هی نگاه میکنم به پیامکت که دلت برام تنگ شده,هی فین فین میکنم,
بعد تصمیم میگیرم فردا بیام کتابخونه,بشینیم کلی حرف بزنیم با هم  :-)

به هیچ فکر کن

یک واژه بسیار زیبا وجود دارد:هیچ.
به هیچ فکر کن,نه به صدراعظم و نه به کاتولیک ها,بلکه تنها به دلقکی فکر کن که در وان حمام اشک میریزد و قطرات قهوه بر روی دمپایی هایش میچکد....

عقاید یک دلقک _هاینریش بل

Sunday, January 23, 2011

مجید دلبندم

تلویزوی رو روشن کردم,کانال 2 داشت مجید دلبندم رو نشون میداد,با خوشحالی نشستم کنار بخاری و مجید رو نگاه کردم,چقدر دلم تنگ شده بود براش! زیبا بروفه چقدر جوون بود! و حرکات ساده یوسف تیموری چقدر جذاب تر بود,و چقدر تفاوت داشت با اداهای مزحکی که توی فیلم های جدید برای احمق و بی عرضه نشون دادن در میاره!
مجید کوچولو اینقدر اشتباهی حرف زد تا همه سرش داد زدن,بعد ناراحت شد و گفت:
خب اگه بلد نیستم حرف بزنم,یه قلب مهربون که دارم! اگه مرضی (عوضی) حرف میزنم,پوستتون (دوستتون) که دارم!
بعد من همینجوری اشکهام سرازیر شد .....!

zosha

my dear Zosha came here last night,i realy missed her,and now,after 12hours,i miss her again.
i wish to see her sooooooooon :-*

Thursday, January 20, 2011

its late

تو اگه با من باشی,قلبت میمیره,گرمی فلب تورو دستهام میگیره,


چی میشد اگه تو رو زودتر میدیدم,حالا میبینم تو رو,ولی خیلی دیره....

Wednesday, January 12, 2011

reminder

این پست مخصوص هیچ کس نیست,مخاطب هم ندارد,فقط و فقط برای خودم است,مبادا یادم برود شیرین ترین و تلخ ترین دقایق یک سال از زندگیم را.

من:تنهایی و گریه - تو:ناراحتی از دست دادن - من:درد دل - تو:درد دل - من:درک تو - تو:درک من - دوستی - شب - ساعت 2 - سردرد تو - من و تو:دوست - ساعت 11 ظهر:پیامک تو - من:ساعت 2 ظهر - بعد از مدرسه - پیامک من - اولین بار صدای تو - اولین بار صدای من:از مدرسه که اومدم دیدم کلی گونی سبزی گوشه حیاطه مامانم و خاله هام بساط سبزی دارند - :آره میدونم مامان من هم ازین کارا میکرد - من و تو:دوست - دوستی من و تو - دوست - دوستی - همیشه - بهترین - بهترین دوست برای همیشه - عید - ناراحتی دوباره تو - گریه من از گناه - صدای تو - صدای من - دوستی - تحویل سال - تبریک من - خنده تو - :دارم قر میدم جلوی تی وی - خنده من - سیزده بدر - ناراحتی دوباره تو - من:درک نکردن عمق غصه تو - تو:جوک گولو - ساعت 12 شب - جوک های تو - قاه قاه خنده من - :چقدر بلند میخندی همه میشنوند! - من:افتادن از روی تخت -:آخ - فرو رفتن فنر جزوه زیست توی کمرم - باز هم خنده - تو:ما - من:ما؟ - فال حافظ من:دولت بیداد:قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام,تا ببینی که نگارت به چه آئین آمد - :نمیخوای یه فرصت به خودمون بدیم؟ - :مردم بس که پیامک تیریپ ج.افی برات فرستادم :دی - :میخواستم مطمئن بشم :دی - من و تو:ما - اومدن قلبت پیش قلبم - دوری,اما نزدیکی - با هم بودن اما بی هم بودن - سررسید بنفش من - سررسید تو که رنگش رو نمیدونستم - خرداد - سه شنبه:داریم میایم -چهارشنبه:با هم بودن - اولین نگاه تو - احسان حتی - رشد - :خانم ها مقدم ترند - :لیدیز فرست - پله های باریک - ردیف کتاب ها - نداشتن مترجم درد ها - :ردیف همه کتاب ها رو میدونی! - یازده دقیقه - لمس زخم گردنت - پله های باریک - عینک تو - راه رفتن پا به پای تو - :گردنت چرا اینقدر تیره است؟ - برداشتن عینک:نه روشنه! - تنه زدن - :میخوای لبه همین پیاده رو بشینیم؟ - :پاهامون رو هم آویزون کنیم - کافه کندو - تو که در رو به جلو فشار میدادی,بی توجه به نوشته روی در:لطفا به سمت راست بکشید - من که در رو باز کردم - صندلی که برام عقب کشیدی - بستنی شکلاتی - سؤالت در مورد لباس من - سررسیدت که دیدم کرم رنگه - :مال من مثل مال تو خوشگل نیست - قورباغه ها - دندان طلا - :این دستت رو بده به من,حالا با اون یکی ورق بزن - :قلبم الان توی دهنمه! - لابد وقتی ببوسمت قلبت میاد توی دهن من! - گذاشتن دستم روی قلبت - گذاشتن دستم روی نبض گردنت - لبهامون..... - :حالا دیگه میتونم به چشمهات نگاه کنم - :حالا من نمیتونم - بوسیدن گونه ام - بزار آبم رو بخورم - سر کشیدن آب توی لیوان - ساعت 12:45 - در آغوش کشیدنت - تاکسی - خونه - ذق ذق لبهام - حرکت انگشتهام روی لبم:من بوسیدمش! - میخوام یه اعترافی کنم - تو هی من رو هم مجبور به اعتراف میکنی! - :برای کسی که از ته قلبم دوستش دارم,برای کسی که یه روز قلبم رو میشکنه,دلم رو ازجا درمیارم و میاندازمش دور - :مام توی حمامه,یواشکی مسواک و صابونم رو برمیدارم,بابا توی راهرو,موهامو میریزم توی صورتم,رد میشم از کنارش,از پله میرم بالا,:پگاه!چرا گریه کردی؟با صدای بابام وسط راه پله میخکوب میشم,اینکه تا صداش نمیکردی متوجه حظورت نمیشد,توی این تاریکی چشهای منو از چتور دید؟آروم میگم:همینجوری,میرم بالا,میام کنار روشویی مسواک میزنم,اما توی آینه به حرکت دستم نگاه نمیکنم,به اشکهام نگاه میکنم که یکریز پایین میان.مسواک رو میزارم کنار,آخه نمیتونم هم گریه کنم هم مسواک بزنم,من که مثل تو چند هسته ای نیستم,هستم؟یه آب به دست و صورتم میزنم,میام توی اتاق,یاد وقتی میافتم که صورتت اینقدر بهم نزدیک بود که دوتایی میدیدمت,اشک...,میدوم روی روشویی,اوق میزنم,اولین بار که از شدت گریه حالت تهوع بهم دست میده.آب میخورم,میخوابم - کنکور - نتایج لعنتی - گریه من:ناامیدی از پیشت بودن - وبلاگم:با تو تمام میشود - مسافرت - قرار با هم بودنمون اونجور که میخواستیم - بابا - ما:من و تو - فلو - سیم کارت - من و تو:ما - کتابخونه - :اسمم رو صدا کن - شب,گریه,صدای تو,بی قراری من:بیا پیشم,:میام,حتما میام - سه شنبه:دارم میام - با هم بودن - :دستم رو نمیگیری؟ - :نمیبوسیم؟ - لبهامون.... - آکواریم ماهی - گوشواره من - پارک - تاب بازی - نیمکت - ام پی تری پلیر - تاکسی - زیرگذر - بوسه - آلاسکا - آب انار - رژلب - انگشتهام - دست تو - :تلخ بود - دستمال ها:دستخط هامون,عطرمون - پیامک لعنتی:بیا دم درب کارت دارم - دلهره - راست و ریس شدن - :دفعه بعد موهات رو باز بزار - تو:من و ما - من:!!!؟ - :نمیتونم دوریت رو تحمل کنم - :!!!!!؟ - 3روز سکوت - :من خیلی فکر کردم,میخوام تمومش کنیم - پس دادن قلبت - :تکلیف ب.ف.ف مون چی میشه؟ - :تو دیگه نیازی به من نداری - :یو آر رایت - پایان - من:اشک - تو:دوستهای جدید - خواستنت,نداشتنت - دلتنگیت,نداشتنت - تو:فقط برای من عذاب آور بود - من:بدون تو - تو:با دیگران - تو:خوشحال,درک نکردن عمق غصه من - من:تنهایی وگریه ----->برگشتم به همونی که یکسال پیش بودم.
حالا من موندم و سایه ام,که از تنهایی بق کرده,منم و نقطه پایان,که دنیامو قرق کرده.

Tuesday, January 04, 2011

اندر فضایل از بین بردن اعتماد به نفس

مامانم به صورتم نگاه میکنه,با خنده میگه:نگاش کن,شبیه نقل گردویی شده,صورتشو نگا!شبیه نقله,چشمهاش هم انگار گردوهاشه!

اندر فضایل از بین بردن اعتماد به نفس

خاله ام روی پام دست میکشه:چقدر سفیدند!
مامانم زود میگه:خب نه هیچی نمیخوره!رنگش اینجوری شده!
با خونسردی میگم:من که اینهمه ناهار خوردم!
خاله دوباره روی پام دست میکشه:رنگت طبیعی نست,رنگ جنازه است!

Monday, January 03, 2011

question

بیا با هم روراست باشیم رفیق,یه آدم بد اما خوشحال بودن بهتره,یا یه آدم خوب اما تنها؟
+....

Saturday, January 01, 2011

میدونی سیاست سطل آشغالی یعنی چی؟
یه نوع تمام کردن رابطه است.
اینجوریه که وقتی با کسی تمام میکنی,مثل یه تیکه آشغال پرتش می کنی توی سطل آشغال.تا دو هفته هنوز به فکرشی -اما در حد همون آشغال,نه بیشتر- بعد از دو هفته,همونجور که سطل آشغال اتاقت رو وقتی پر میشه خالی میکنی,قلبت هم اون آدم رو میاندازه بیرون,و دیگه بهش فکر نخواهی کرد.


این کاری بود که -احتمالا- تو با من کردی.
اما من هیچ وقت نتونستم همچین کاری با کسی که یه زمانی ادعا میکردم دوستش دارم انجام بدم.
نه,من مثل اون نبودم,که یه هفته ای عاشق کسی بشم و یه هفته ای هم فراموشش کنم.
من هیچوقت مثل اون نخواهم بود.

خالی...

من,
خالی از عاطفه و خشم,
خالی از خویشی و غربت,
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن.

عشق,آخرین همسفر من,
مثل تو منو رها کرد,
حالا دستهام مونده و تنهایی من.