من,
خالی از عاطفه و خشم,
خالی از خویشی و غربت,
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن.
عشق,آخرین همسفر من,
مثل تو منو رها کرد,
حالا دستهام مونده و تنهایی من.
خالی از عاطفه و خشم,
خالی از خویشی و غربت,
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن.
عشق,آخرین همسفر من,
مثل تو منو رها کرد,
حالا دستهام مونده و تنهایی من.
2 comments:
حالا من موندم و بغض و آه و عکس پاره ی تو و من ...
بوسههایت انار را میترکاند
نفسهایت سیب را میرساند
آغوشت ابر را میباراند
...
پائیز ترینی
تو!
Post a Comment