Thursday, April 28, 2011

اگر...

اگه نرفته بودی ،
گریه منو نمی برد ،
پرنده پر نمی سوخت ،
آیینه چین نمی خورد.

Thursday, April 21, 2011

بی وفا

بی وفا،حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی؟
سنگدل،این زودتر می خواستی،حالا چرا؟

Sunday, April 17, 2011

جهنم

اینقدر شمع شمع نکن ،
اینقدر از دیوان خواجه مثال نیاور ،
اینفدر لاف سوختن پروانه را نزن ،
برو پای برهنه در آفتاب بایست  تا مثل من تاول بزنی،
چقدر گفتم از درون آتش گرفته ام  باور نکردی،
برو ، برو جهنم را از نزدیک ببین ،
اما جهنم اینجاست ...،
زیر خاکستر قلب من.

Friday, April 15, 2011

Taste Of Sadness

دستهای خیسم را با دستمال خشک می کنم . تصویرهایی می گذرد از ذهنم ، وجودم حتی از دستمال توی دستم مچاله تر میشود،
و شام طعم غصه می دهد ...

Sunday, April 10, 2011

آوار لحظه ها

و من هرشب خردتر می شوم زیر آوار لحظه ها ، و اشکهایم از همیشه شورتر است .

Thursday, April 07, 2011

ناگفته ها

همیشه قلبها با کلماتی که ناگفته می مانند می شکنند ...

(جرج آلن)


همیشه که نه اما بیشتر اوقات .

نمیتوان حرفهای گفته شده را نادیده گرفت .

Monday, April 04, 2011

the wall

قلعه تنهایی ما را ، دیو در بندان خود کرده
خون چکد از ناخن ، این دیوار جان به لبهای من آورده