Thursday, September 29, 2011

sad colors

غم هایش را که می نوشت,انگار کم نمی شدند,برداشته نمی شدند از روی قلبش انگار.
دخترک حالا غم هایش را می بافد,دستبند می بافد این روزها,هر گره که می بافد,با هر رنگ,روحیه اش را,روحش را می بافد انگار.
رنگ غصه های دخترک,نه سیاه است,نه خاکستری,رنگ غصه هایش صورتی است,و بنفش پررنگ!تعجبی ندارد که دستبند آبی آسمانی,صورتی,سفید و بنفش را یک روزه بافت,بس که غصه هایش بزرگ شده بود,و تعجبی ندارد که آن یکی خاکستری,سورمه ای 3 روز بافتنش طول کشید,بس که شادی اش کم بود,سخت بود از گوشه و کنار جمع اش کند تا شادی اش را ببافد.
ـاین دستبند چه رنگ های شادی دارد,صورتی پررنگ,آبی و بنفش!
دخترک لبخند تلخی زد و هیچ نگفت,
-می دیش به من؟
دخترک قبول کرد,
پیش خودش گفت:خوبست که رنگ غم هایش,برای دیگران شاد است!

No comments: