به حرفهايمان فكر ميكنم,و به تمام خاطرات تلخ و شيرين,و به قلبم نگاه ميكنم كه نميدانم جكارش كنم.هي ميگردد دور اين چهار ديواري كه تو را بيدا كند.
+كجاست؟
- دنبال چي ميكردي؟
+ميدونم كه اومده بود
نميدانم چطور آرامش كنم
+صداش رو شنيدم,بوش رو,حضورش رو حس كردم
حرف هايش آتشم ميزند,صدا توي گلويم گره ميخورد:
- رفت
+نه
به سختي حرف ميزنم
- بله
+نه,كجاست؟
- رفت
به گريه مي افتد,التماس ميكند با صدايش
+كجاست؟
- رفت
+نه ه ه ه ه ه,
- ....
+تو باعثش شدي
- بسه ديگه
ضجه ميزند
از خستگي و درد مينشينم,تكيه ميدهم به ديوار,يادم ميايد تمام شب هايي كه ضجه ميزدم از درد,از دلتنگي,
+چرا؟
- اين همه عذاب كافي نبود؟
+ولي اومده بود
- ديره
+من هنوز...
-هيس س س س س,
+نه ه ه ه,كجاست؟
- يه نگاه به خودت بنداز,پر از زخمي,
+تو چرا بيشترش ميكني؟
- هيس س س س,بخواب
+نه,
توان لالايي گفتن هم ندارم
- بخواب باشه؟
به سختي هق هق ميكند,صورتم خيس است,
با خودش حرف ميزند:
+دوستم داره كه اومد؟اگر داشت كه نميرفت!دلش برام تنگ شده,آره،میدونم که داره...
ميدانم اينقدر گريه ميكند تا دوباره خوابش ببرد.
تاول پاهايم ميسوزد.
ببين من چقدر خسته ام,به هالهء تيره زير چشمهايم نگاه كن.
هفته ها به دنبال عشق تو بوده ام,عصاي آهني ام مدت ها پيش پوسيد,
نميتوانم پا به پايت بيابم,حالا حتي قدرت ايستادن هم ندارم.
+كجاست؟
- دنبال چي ميكردي؟
+ميدونم كه اومده بود
نميدانم چطور آرامش كنم
+صداش رو شنيدم,بوش رو,حضورش رو حس كردم
حرف هايش آتشم ميزند,صدا توي گلويم گره ميخورد:
- رفت
+نه
به سختي حرف ميزنم
- بله
+نه,كجاست؟
- رفت
به گريه مي افتد,التماس ميكند با صدايش
+كجاست؟
- رفت
+نه ه ه ه ه ه,
- ....
+تو باعثش شدي
- بسه ديگه
ضجه ميزند
از خستگي و درد مينشينم,تكيه ميدهم به ديوار,يادم ميايد تمام شب هايي كه ضجه ميزدم از درد,از دلتنگي,
+چرا؟
- اين همه عذاب كافي نبود؟
+ولي اومده بود
- ديره
+من هنوز...
-هيس س س س س,
+نه ه ه ه,كجاست؟
- يه نگاه به خودت بنداز,پر از زخمي,
+تو چرا بيشترش ميكني؟
- هيس س س س,بخواب
+نه,
توان لالايي گفتن هم ندارم
- بخواب باشه؟
به سختي هق هق ميكند,صورتم خيس است,
با خودش حرف ميزند:
+دوستم داره كه اومد؟اگر داشت كه نميرفت!دلش برام تنگ شده,آره،میدونم که داره...
ميدانم اينقدر گريه ميكند تا دوباره خوابش ببرد.
تاول پاهايم ميسوزد.
ببين من چقدر خسته ام,به هالهء تيره زير چشمهايم نگاه كن.
هفته ها به دنبال عشق تو بوده ام,عصاي آهني ام مدت ها پيش پوسيد,
نميتوانم پا به پايت بيابم,حالا حتي قدرت ايستادن هم ندارم.
No comments:
Post a Comment