و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش
من آرام آرام،
خش خش گام
تو تکرار کنان،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم،
که چرا ...؟!
سالهاست که در گوش
من آرام آرام،
خش خش گام
تو تکرار کنان،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم،
که چرا ...؟!
1 comment:
از آن وقتی که تو رفتی بهار من زمستانست
درخت سبز من بی تو، دگر چون زرد رخشانست
از آن وقتی که تو رفتی دگر قصه نمیگویم
کلاغ قصه های من شبیه مرغ گریانست
Post a Comment