Friday, December 17, 2010

قدیم

-رفتم کمی انرژی گرمایی گرفتم.
+چقدر سرمایی هستی!
=رفته بود روی بخاری نشسته بود.
+میدونی وقتی ما بچه بودیم,خیلی خوب بود کجا مینشستیم که گرممون بشه؟
-کرسی؟
+نه,اینجا کرسی نداشتیم.
- ...
+روی تنور!بعد از ظهرها که دیگه زغال ها خاکستر میشدن,هنوز تنور گرم بود,میشستیم روی گل گرم تنور,پاهامون رو که آویزون بود میذاشتیم توی تنور,گرماش واقعا دلچسب بود.

2 comments:

Vahid said...

بوسه ای به گرمای ظهر تابستان بر لبانت گذاشتم خنده ای به سرمای شبهای زمستان از لبانت دیدم اما اگر میدانستی چقدر شبهای زمستان را دوست دارم هیچ وقت...

N3twork v!ru$ said...

salaaaaaaaaaaaaaaaam

mamnun post ghashangi bud,
ma ham hanuz bazi vaghata nun ro khodemun mipazim!!! ba hamun tanooooor va ba hamun garmaaaa.


Mer30